مهسامهسا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

مهسا و حسین شیرینی زندگی ما

جشن تولد 3 سالگی دسته جمعی

امسال هفتم شهریور با بچه های متولد مرداد و شهریور 89   در خانه کودک تماشا یه تولد دسته جمعی گرفتیم. تم تولد هم رنگین کمونی بود. بی نهایت بهت خوش گذشت  و از خوشحالی شما ما هم خیلی لذت بردیم. قبل از اینکه اونجا بریم و شما کلاً تل رو برداری و  موهات رو به هم بریزی یه عکس ازت گرفتم اونجا هم که رسیدیم از ذوق اینکه با کدوم وسیله  بازی، بازی کنی مدام اینطرف و اونطرف میدویدی.   وبعد پذیرایی از خودتون. اونجا هم شما در طول 3 ساعت فقط اسمارتیز خوردی. و اینهم آوا خانم که خیلی بهش ابراز محبت داشتی ریسه تولدتون شامل عکس همه بچه ها بود و عکس شما هم سومی از راست: و بعد قطار بازی شما گله...
17 شهريور 1392

نمایشگاه کتاب 92

مهسا جونم الان که کمی فراغت پیدا کردم میخوام از نمایشگاهی که با هم رفتیم عکس بذارم. خاطره اش خیلی توی ذهنت مونده و خیلی خوشحالم وقتی میخوای از اونجا تعریف کنی میگی " رفته بودیم دانشگاه کتاب...".البته ما تا از در ورودی به غرفه بچه ها رسیدیم کلی شما خسته شدی. کمی نگذشته بود که از خستگی وسط سالن نشستی و مردمی که از کنارت رد میشدند تا بادکنک را به دستت میدادند پرت میکردی وسط سالن. کمی که خستگی ات بیرون رفت به غرفه افق رفتیم اونجا تا شد کتاب جمع کردی بعدش هم که غرفه کانون و نقاشی و ویدئوهای هاجر عروسی داره .... ...
2 تير 1392

2 سال و 2 ماه

روز عید غدیر با دخترعمه زهرا برای برنامه "عمود قناد" به "انتهای خیابان الوند" (آدرسی که در کودکی خیلی به گوشمان میخورد) رفتیم. در ابتدا اجازه نمیدادند چون میگفتند زیر 3 سال هستی اما در نهایت با همراهی زهرا جون اجازه دادند. در تمام برنامه نگران بودم که گریه کنی و مثل خیلی بچه های دیگه بیارنت بیرون. ولی خوشبختانه تا آخر برنامه نشستی و وقتی برنامه تموم شد و داشتی سالن رو ترک میکردی دوان دوان می آمدی و میگفتی مامان جون دست زدما! دست زدما! عکسی هم با عوامل برنامه عمو قناد   ...
24 آبان 1391

23 ماهگی مهسا جونم

خشمگین  اما جذاب و دوست داشتنی. خیلی این عکس رو دوست دارم. همکار باباجون در افطاری که شرکت بابا داده بودند زحمت کشید و این عکس رو گرفت. گل من پیش گلدونهای خونه مهسا جونم در این ماه (5 تا 9 شهریور) اولین مسافرت شمال رو تجربه کردی. جنگل گیسون کمی بعد از شهر پره سر با ترفندهای باباجون کمی تنها در آب میموندی: با بچه گربه های اونجا دوست شده بودی و اونها رو لمس هم میکردی آبشار ویسادار در پره سر     ...
17 شهريور 1391